Monday, 8 January 2018

((‌ ایران بهشت دل و جان ))

هوالله
ای مبتلای صد هزار مشکلات، خداوند ترا از طهران آواره به وينه نمود که تلخی غربت بچشی و سمّيّت بلايای وارده باين عبد بمزی تا قدر عافيت طهران بدانی و راحت شمران به خاطر آری و ايران را بهشت دل و جان شمری . غربت از جهتی و کربت از جهتی و جيب تهی از جهتی و طلبکار از هر جهتی و محاوله مأمورين ماليّه پادشاهی از جهتی و نرسيدن مواجب از جهتی و جواب ندادن سر آمدن طهران از جهتی.
باری، عيب ندارد با من شريکی و سهيمی و قرينی عنقريب عسر به يسر تبديل گردد و سختی به آسانی. غم مخور من غمخوار تو هستم. رفيق منی و انيس من. فی‌الحقيقه هميشه با تواَم و پيش تو. چه که آنی ترا فراموش ننموده و نخواهم نمود. ولی خواهی گفت چرا به دادم نمی‌رسی و فکری از برايم نمی‌کنی؟ جوابت اين است بايد اين صدمات را بچشی و اين تلخی‌ها را بمزی تا چون به سر کار آیی و زمام امور در دست گيری بدانی که بيچارگان را چون جيره و مواجب تأخير افتد چقدر در زحمت و مشقّت افتند و به چه بلائی گرفتار شوند؛ آن وقت رحم نمائی و دردشان را به‌زودی علاج نمائی و کار را نظمی دهی و البهاءعليک. ع ع (منتخباتی از مکاتیب، ج3، ص224)