Wednesday, 9 March 2016

(( فرخنده باد روز زن ))


طاهره با عطر خوش زندگی چهره عیان کرد به تابندگی
ترک حجاب و قفس و بند کرد شعله فرو ریخت به هر بندگی،،،
،،، پرده فرو گیرم و تابان شوم تازه شوم مهر درخشان شوم
بال فرا گسترم و بر زمین گسترۀ فصل بهاران شوم،،،
مست سخن بود شرابش نبود واهمه از شیخ و کتابش نبود،،،
روسری و چادر خود را بسوخت ماه نیازی به حجابش نبود،،،
،،، من زن آزادۀ ایرانی ام دشمن هر خفّت و هر خاری ام
پرده بر اندازم و رخشان کنم دانشم و عشقم و زیبائی ام،،،
،،،، بند ز پای سخنش بر گشود روشنی دانش او پر گشود
واژه به واژه سخن از عشق گفت سِرّ نهان سخنش سَر گشود،،،
هر که پلید است ز من می رمد هر چه دروغ است ز من می خمد،،،
طاهره ام پاکم و خورشید من از شب تاریک برون می دمد،،،
،،، طاهره آن بانوی هشیار بود ماه درخشان شب تار بود
موج سپیده به شب خفتگان شاعره ای بود که بیدار بود،،،"
************************************************************
" من زن آزادۀ ایرانی ام دشمن هر خفّت و هر خاری ام
پرده بر اندازم و رخشان کنم دانشم و عشقم و زیبائی ام،،،
،،، بند ز پای سخنش بر گشود روشنی دانش او پر گشود
واژه به واژه سخن از عشق گفت سِرّ نهان سخنش سَر گشود،،،
هر که پلید است ز من می رمد هر چه دروغ است ز من می خمد،،،
طاهره ام پاکم و خورشید من از شب تاریک برون می دمد،،،
،،، طاهره آن بانوی هشیار بود ماه درخشان شب تار بود
موج سپیده به شب خفتگان شاعره ای بود که بیدار بود،،،،"