Friday, 10 January 2014

سنای آمریکا طی قطعنامه‌ای از دولت ایران خواست بهائیان زندانی در این کشور را آزاد کند


سنای آمریکا طی قطعنامه‌ای از دولت ایران خواست بهائیان زندانی در این کشور را آزاد کند
قطعنامه اخیر سنای آمریکا در ادامه هشدارهای قطعنامه‌های اخیر کنگره این کشور در همین رابطه صادر شده است 
سنای آمریکا خواستار آزادی زندانیان بهائی در ایران و به رسمیت شناختن حقوق اقلیت‌های دینی به عنوان یکی از ارکان حقوق بشر در این کشور شد. مجلس نمایندگان و سنای آمریکا در گذشته نیز نقض حقوق اقلیت‌های بهائی در ایران را محکوم کرده بودند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه قطعنامه سنای آمریکا که روز جمعه ۲۰ دسامبر/ ۲۹ آذر به وقت محلی، در روزهای پایانی سال جدید میلادی تصویب شد، خواستار آزادی هرچه سریع‌تر هفت نفر از رهبران بهائيان و ۱۲ معلم بهائی است که در این کشور زندانی هستند.
در این قطعنامه آمده است که سنای آمریکا " نقض حقوق اقلیت بهائی در ایران را که از طرف دولت این کشور حمایت می‌شود و همچنین ادامه نقض قوانین بین‌المللی از طرف ایران را محکوم می کند". قطعنامه اخیر سنای آمریکا در ادامه هشدارهای قطعنامه‌های اخیر کنگره آمریکا در همین رابطه صادر شده است.
این قطعنامه بدون هیچ اختلاف نظری تصویب و از حمایت موافقان تفاهم‌نامه شش‌ماهه با ایران بر سر برنامه‌های اتمی این کشور نیز برخوردار شد.
صویب این قطعنامه در حالی است که چندی است بحث در آمریکا بر سر تصویب تحریم‌های شدیدتر علیه ایران مطرح است. اوباما روز جمعه ۲۰ دسامبر از سنای این کشور خواست تحریم‌های جدیدی علیه ایران برقرار نکند و منتظر پایان گفت‌و‌گوهای هسته‌ای با این کشور باشد.
طرح صدور قطعنامه در سنا در باره بهائیان ایران را سناتور آمریکایی مارک کیرک مطرح کرد. او که از مخالفان شدید سیاست جمهوری اسلامی ایران است، خواستار تشدید تحریم‌های اقتصادی علیه ایران است. او در نظر دارد در همکاری با سناتورهای دیگر طرح اوباما برای تعامل با ایران و گفت‌وگو بر سر برنامه اتمی این کشور را متوقف کند.
جمهوری اسلامی ایران بهائیت را که در قرن نوزدهم میلادی در این کشور بوجود آمد، ارتداد می‌داند. بهاالله، رهبر بهائیان، در سال ۱۸۱۷ در ایران به دنیا آمد. معتقدان این دین او را آخرین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین می‌دانند. مرکز بهائیان در شهر حیفا در اسرائیل در سال۱۹۴۸ میلادی تاسیس شد

بازداشت سه شهروند بهایی در سمنان جهت اجرای حکم




خبرگزاری هرانا – اردشیر فناییان، شیدرخ فیروزیان و گل‌رخ فیروزیان بدون احضار قبلی جهت اجرای محکومیت بازداشت شدند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در تاریخ ۱۸ دی ماه سه شهروند بهایی ساکن سمنان به نام‌های اردشیر فناییان، شیدرخ فیروزیان و گل‌رخ فیروزیان (خواهر) توسط ماموران امنیتی، بازداشت و برای اجرای حکم راهی زندان سمنان شدند.

این در حالی بود که هیچ احضاریه‌ای برای این شهروندان بهایی جهت معرفی خود به زندان به ایشان ابلاغ نشده بود و فقط یک هفته قبل طی نامه‌ای از ایشان خواسته می‌شود که طی ۲۰ روز خود را جهت اجرای حکم معرفی کنند.

قابل ذکر است شید رخ و خواهرش، گلرخ فیروزیان در منزل و اردشیر فناییان در خیابان دستگیر می‌شوند.

یادآوری می‌شود اردشیر فناییان به ۹ ماه حبس تعزیری و گل‌رخ فیروزیان و شیدرخ فیروزیان هر کدام به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم می‌باشند

Thursday, 2 January 2014

مقدّمات امر تبلیغ در نفس خود انسان


حضرت بهاء الله در لوحی مراتبی را تعیین می‌ فرمایند و سپس امر به تبلیغ نازل می‌شود. به این معنی که به مخاطب می‌ فرمایند که به آنچه لسان پروردگار توصیّه می‌ فرماید عامل باشد و سپس بین مردم مشی کرده آنقدر که توان شنیدن را دارند بر زبان جاری سازد و به آنها ابلاغ کند.
مضمون موارد مزبور به فارسی فهرست‌ وار ذکر می شود ......

١- حجاب اوهام و موهومات و خرافات را از قلب باید محو و زائل ساخت .

٢- در قدم دوم به نام خداوند به مدینهء او وارد شد. در مدخل مدینهء رحمن شیطان جالس است و سعی دارد هر نفسی را از ورود منع کند ابداً نباید به اوتوجّه داشت و باید چشم از او برداشت.

٣- در مقام سوّم باید پناه به حقّ برد و از او استعانت نمود تا در این مقام او را مساعدت فرماید.

٤- مبادا با کسانی نشست و برخاست نماید که آثار غلّ و بغضا از وجنات آنها هویدا و باهر است ،این آثار مانند حرارت بیش از حدّ درتابستان و یا اثر برودت در سموم ظاهر و قابل مشاهده است. باید از آنها و امثال آنها فرار کرد و هیچ نظری به آنها نینداخت. باید به امر الهی ناظر بود.

٥- اگر ارادهٔ سیر و سفر داشته باشد، باید به انوار الهی بر آن بلاد و مردمان آنها بتابد .

٦- در آثار صنع الهی بنگرد و تفکّر کند.

٧- به اخلاق ربّانی متخلّق شود به طوری که اگر دست ظلم به سوی او دراز شد ابداً التفات ننماید و به آن متعرّض نگردد، بلکه حکمش را به خداوند واگذار کند.

٨ - در جمیع احوال مظلوم باشد ، چه که مظلومیّت صفت خداوند است و البتّه جز مخلصین احدی به آن پی نبرد و بویی از آن به مشامش نرسد. باید بداند که آه مظلوم در حین صبر و اصطبار نزد خداوند عزیزتر از هر عملی است.

٩ - هر آنچه که بر او وارد می‌ شود باید صبر کند و در جمیع امور به خداوند توکّل داشته باشد ، چه که خداوند در هر لطمه و زیانی که از آنچه خلق شده و می‌شود بر او وارد شود، مر او را کفایت می‌کند و فرد را در کنف امر خود و دژ ولایتش محفوظ می‌ دارد.

١٠- اگر کسی غیبت او را کرد، مبادا او لسان به غیبت او بگشاید، مبادا مثل اوشود. پس باید از او روی برگرداند و به خداوند متوجّه باشد.

١١- در میان مردم باید رایحهء پاکی و پاکیزگی از او به مشام برسد تا همه را به سوی بارگاه قدس خداوند جذب نماید.

١٢- اگر در میان احبّاء کسی او را یاری کرد، در روز و شب، در تمام ماهها و سالها، با او انس بگیرد و الفت جوید.

١٣- در جمیع امور به حق اقتدا کند که یار و یاور او است.

١٤- با وقار و متانت خداوند در میان مردم قدم بردارد و عمل و رفتارش آنگونه باشد.

١٥ - چون به این موارد عامل گشت، امر مولایش را به آنها ابلاغ کند، آن هم به قدری که بتوانند بشنوند


آثار قلم اعلی، ج ٤ ، ص ٦٢- ٦٠
 —

علم لدنّی مظاهر الهی

حضرت بهاء الله در لوح حکمت که حاوی نصائح و مواعظ مهمّه در زمینهٔ رفتار فردی است ، ضمن توضیح معتقدات اساسی بعضی از فلاسفهٔ قدیم یونان بیان می فرمایند : " که در هیچ مدرسه ای داخل نشده و از هیچ نفسی تعلیم نگرفته اند . با وجود این ، علم به آن چه در عالم وجود ، موجود است ، از طرف قادر متّعال به حضرتشان عطاء شده ، و در صفحهٔ قبشان نقش بسته و به لسان مبارک به صورت کلمات ترجمه و جاری گردیده . "
نفحات ظهور حضرت بهاء الله ، ص ٣٠

حاجی محمّد اسمعيل يزدی (حضور حضرت عبدالبهاء) مشرّف بود عرض کرد : " آيا مظاهر مقدّسهٔ الهیّه از بَدوِ ولادت , قلوبشان به انوار علوم عوالم غيبی و علم لَدُنّی مُنَوَّر است يا بعد از اين که مبعوث به رسالت می شوند آن عوالم ظاهر می گردد ؟

فرمودند : " مَثَلِ مظاهر مقدّسهٔ الهيّه , مِثل اين چراغ است که در ذات و فطرت روشن است، ولکن محفظه ای آهنين بر روی اين چراغ است . نفوس از مشاهدهٔ انوارِ اين چراغ محروم و ممنوع می باشند ؛ وليکن چراغ , نورانی است چون آن سَرپوش برداشته شود , آن انوار ساطع گردد و عالَم را روشن و نورانی فرمايد . انبياء و مظاهر مقدّسه در فطرت و ذات , ممتاز از ساير خلق , خلق شده اند و چون بعثت واقع شود حقائقِ ذاتِ مظاهرِ مقدّسهٔ الهيّه واضح و آشکار گردد . "
پس جای تعجّب نيست وقتی می خوانيم که حضرت باب در اوان طفوليت در سَرِ کلاس درس , اسرارِ مکنونهٔ جملهٔ " بسم الله الرّحمن الرّحيم " را برای معلّمشان بيان می فرمايند و يا اين که جمال ابهی در سنين شش يا هفت سالگی مکتوبی به اين فصاحت و بلاغت به يکی از بستگان مرقوم می فرمايد : " هو المحبوب , انشاء الله در سایهٔ رحمت رحمانی و قِبابِ عنايت سبحانی ساکن و مُستَريح باشيد . بر حَسَبِ ظاهر , من کوچکم ، خطّ ندارم ولکن چون اين امّی به سدرهٔ الهی متمسّک است . بی علم می خواند و بی خطّ می نويسد و اين در عالَمِ باطن , نزدِ اهلِ بَصَر مشهود است . اَغيار از اين سِرّ آگاه نبوده و نيستند .
کتاب محبوب عالم ، ص١٨٢ و ١٨٣

Wednesday, 11 December 2013

گلستان جاوید شهر سنندج پس از رای نهایی دادگاه توسط اداره منابع طبیعی تصرف شد



گلستان جاوید شهر سنندج پس از رای نهایی دادگاه توسط اداره منابع طبیعی تصرف شد و داداگاه علاوه بر تعیین جریمه نقدی 500 هزار تومانی این مکان که متعلق به بهائیان شهر سنندج بود را جز دارایی های منابع طبیعی تعیین کرد.......

تا قبل از سال 1372 گلستان جاوید سنندج در ده قریان و در نزدیکی شهر قرار داشت . با گسترش فضای شهری و تاسیس دانشگاه رازی ، ده قریان جزئی از شهر سنندج شد و اراضی این ده جزء اراضی شهری محسوب شد و گلستان جاوید در جنب زمینهای دانشگاه قرار گرفت . در سال 1372 شهرداری سنندج به صورت شفاهی به بهاییان این شهر گفت که به علت قرار گرفتن گلستان جاوید در محوطه شهری ، دیگر حق تدفین اجساد در این گورستان را ندارید . از آن زمان به بعد جسدی در آنجا دفن نشده است . هم اکنون نیز این گورستان موجود است و دولت آن را تخریب نکرده است .
بعد از این واقعه ابتدا شهرداری دستور داد که اجساد را به شهر دیگری به نام قروه ببرند . 2 یا 3 جسد به آنجا منتقل شد . بنا به اعتقادات بهایی ، جسد نباید بیشتر از یکساعت از شهر محل فوت دور بشود ولی در آن زمان از سنندج تا قروه با وسائل نقلیه بیش از یکساعت راه بود به همین علت بعد از سال 1372 و با فوت جوانی به نام روح الله حسن خانی ، والدین این جوان درخواست دفن جسد در سنندج را نمودند و جسد را چند روز در سرد خانه نگه داشتند . با مراجعه مستمر نمایندگان جامعه بهایی سنندج به ارگانهای ذیربط و حسن نیت شهردار وقت ، زمین بایری در 9 کیلومتری شهر سنندج و در حوالی روستایی به نام حسن آباد ، به صورت رایگان به جامعه بهایی اهدا شد و نماینده ای از بین بهاییان سنندج به نام آقای دکتر عزت الله گونیایی به اداره منابع طبیعی ، جهت گرفتن زمین معرفی شد .
در بیست سال اخیر ، بهاییان سنندج با هزینه شخصی خود در این زمین بایر یک غسالخانه برای شستشوی جسد و یک نمازخانه برای اجرای مناسک تدفین جسد در این زمین احداث نمودند . ضمنا ً برای زیبا سازی فضای گلستان جاوید 530 اصله درخت کاج نیز در این مکان کاشته شد . این فضای سبز مورد تشویق شفاهی اولیای امور نیز قرار گرفت . همزمان با کاشت اولین نهالها اداره منابع طبیعی استان کردستان آقای گونیایی را جهت گرفتن آب و برق ، به اداره آب و برق معرفی نمود .
در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی مسئولین اداره اطلاعات سنندج چندین بار از گلستان جاوید بازدید به عمل آوردند و شفاها ترغیب به دیوارکشی کردند بهاییان سنندج نیز با هزینه خودشان اقدام به احداث دیوار نمودند . لازم به ذکر است که تا کنون 24 جسد در این مکان به خاک سپرده شده است .
متاسفانه از سال 1389 ، اداره منابع طبیعی ، با طرح اتهام تصرف عدوانی در دادگاه ، علیه آقای عزت الله گونیایی شکایت نموده است . ایشان در آن زمان حتی ساکن سنندج نیز نبودند و سالها بود که در تهران ساکن شده بودند .
در همان سال 1389 دادگاه به نفع اداره منابع طبیعی و برای قلع و قمع درختان رای صادر نمود و آقای گونیایی را محکوم به پرداخت جریمه نقدی به مبلغ 300,000 تومان کرد . به علت عدم آگاهی بهاییان سنندج از مسائل حقوقی ، این مبلغ پرداخت شد و این خود دلیل برقبول محکومیت از طرف جامعه بهایی سنندج شد . این عمل در مراحل بعدی دادرسی موجب ضرر جامعه بهایی گردید .
در سال 1390 بهاییان سنندج به گرفتن وکیل روی آوردند . وکیل از دیوان عالی عدالت اداری تقاضای تجدید نظر در حکم را نمود . دیوان عدالت اداری دستور انتقال پرونده از دادگاه قبلی به یک دادگاه هم تراز دیگر را صادر کرد . متاسفانه در سال جاری و در مراحل مختلف دادرسی جزایی ، کیفری و تجدید نظر ، احکام پیشین تایید شد .

گلستان جاوید سنندج
گلستان جاوید لغتی است که بهاییان ایرانی به جای کلمه گورستان یا قبرستان استفاده میکنند و محلی که اجساد متوفیان خود را در آن دفن میکنند را به این نام می نامند . در کشورهای آزاد بهاییان نیز مانند شهروندان دیگر مردگان خود را در گورستان های عمومی دفن میکنند ولی در ایران به علت تعصبات دینی بهاییان مجبور به داشتن گورستانی جدا گانه بوده اند . در آیین بهایی نیز مانند بسیاری از ادیان و ملل ، گورستانها و مقابر از احترام ویژه ای برخوردار است . از ابتدای پیدایش دیانت بهایی تا کنون گورستانهای بهایی در ایران با مشکلات بسیاری روبرو بوده اند . متاسفانه بعد از انقلاب اسلامی درایران این مشکلات افزایش یافته است

Sunday, 24 November 2013

( كلمات مكنونه - صحيفه فاطميه)


صَحِيْفَه فاطِميَّة - يا «كلمات مكنونه» يا «صحيفه مكنونه» مي باشد. كلمات مكنونه عربي و فارسي اوائل به صحيفه فاطميّه مشهور بود. اطلاق اسم «كلمات مكنونه» هم از حضرت بهاء الله است.
در روایتی از جعفر صادق آمده: «هنگامی که رسول خدا رحلت کردند، فاطمه زهرا به علت وفات پدر به قدری محزون شد که تنها خداوند از شدت غم و اندوه او باخبر بود. از این رو خداوند فرشته­‌ای را فرستاد تا او را تسلی دهد و اندوهش را برطرف سازد.فاطمه زهرا، علی را از این موضوع با خبر ساخت و او همهٔ آن سخنان را نوشت و مصحف فاطمه این گونه تدوین شد»[۶].

شيعه اثني عشريه را انتظار چنان كه حضرت موعود صحيفه فاطميه بياورد.
صحيفه فاطمية در سال ١٨٥٧ ميلادى بر حضرت بهاءالله شارع ديانت بهايى از طريق وحى نازل شده و در اندك زمانى بعد نام " كلمات مباركه مكنونه" از جانب جمال اقدس ابهى به آن گنج شايگان تعلّق گرفت..

کلمات مکنونه جوهر گرانبهائی است که سرمايۀ شخص مسافر روحانی سالک در همۀ سفرهای او است اين مجموعۀ مبارکه راهنمای هر فرد انسانی است و او را با عالیترين سجايای اخلاقی آشنا میسازد. چراغی به نهايت درجه روشن برای بشرّيت گم شده در بيابان غرور، خودپرستی و مادّه پرستی است. وسيلۀ سرور غمزدگان و اميدواری
نااميدان و بهجت و طراوات پژمردگان و افسردگان است

گر آورنده: فروزنده

مآخذ:
(٦). کافی، جلد ۱، صفحه ۲۳۸

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند

ياران ايران از جان و روان عزيزترند، زيرا درسبيل الهى امتحانات شديده ديده اند، صدمات عظيمه تحمل كرده اند. خانه وكاشانه به تاراج داده اند، هدف تير ملامت گشته اند و آماج سنگ شماتت شده اند، جان و روان فدا نموده اند و از بوته افتتان و آزمايش مانند ذهب خالص با روى شكفته بيرون آ مده اند. لهذا نزد عبدالبهاء از جان عزيز تر ند و در نزد ملا اعلى معزز و محترم. لهذا به هريك 
رسى آن جان پاك را در آ غوش گير و از طرف من ببو ى و ببوس. اگر چنين نمائى مذاق اين مشتاق حلاو ت بى منتها يابد و سبب سرو ر كلى گردد