لطفا تنها چهار دقیقه از وقت خود را صرف دیدن این ویدئو کنید
سراپردۀ يگانگی بلند شد به چشم بيگانگان يکديگر را مبينيد همه بار يک داريد و برگ يک شاخسار
Saturday, 11 May 2013
Tuesday, 12 March 2013
پانزده ناقض حقوق بهاییان را در فهرست تحریم های حقوق بشری قرار دهید
عدالت برای ایران، 20 اسفند 1391: پیروان آیین بهایی در ایران یکی از گروههایی هستند که به طور مستمر و سازمان یافته مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. با این همه، مقاماتی که در نقض گسترده حقوق بهاییان دخالت دارند همواره از مصونیت مطلق برخوردار بوده اند و هیچگاه به دلیل نقض حقوق بشر پاسخگو نشده اند. عدالت برای ایران در گزارش تازه خود با عنوان “چهره جنایت” که امروز منتشر شده، با معرفی پانزده نفر از ناقضان حقوق بهاییان خواستار تحریم آنها توسط اتحادیه اروپا به دلیل نقشی که در سرکوب و آزار گسترده بهاییان در ایران داشته اند شده است. پانزده مسئول یاد شده در حوزه قضایی، آموزش، اشتغال و رسانه حقوق پیروان آیین بهایی را مورد نقض شدید قرار داده اند. این نخستین فهرستی است که از مسئولان نقض حقوق بهاییان منتشر
می شود و تحقیق عدالت برای ایران برای شناسایی مسئولان دیگر آزار و اذیت مستمر این اقلیت دینی در ایران ادامه خواهد داشت
مقدمه
پیروان بهائیت از آغاز تأسیس این آئین در ایران در اواسط قرن نوزدهم میلادی (سیزدهم شمسی)،در ایران تحت فشار و آزار و اذیت بودهاند. حداقل ۴۳۳۳ نفر از پیروان اولیه توسط کسانی که این آئین تازه را – که در آن زمان به جنبش بابی معروف بود – بدعتی بر اسلام میدیدند، کشته شدند.
الیز ساناساریان، در کتاب تاریخ بهائیان ایران خود مینویسد: “از زمان شکل گیری، این آئین با آزار دائم خدشه دار شده است.” او مینویسد: “روحانیون و بخشهای مذهبی ]در ایران[ همیشه خصومت عمیقی نسبت به بهائیان داشته اند: بهائیان 'کافر' حقیقی به معنای واقعی کلمه بودند که باید با ایشان با خشونت رفتار میشد و نابود میشدند."[1]
برای مثال، در اردیبهشت ماه ۱۳۳۴، مرکز ملی بهائیان (حضیرة القدس) در تهران، از اماکن مقدس بهائیان اشغال و تخریب شد.
تخریب قسمتی از خانه باب (یکی از مقدسترین اماکن بهایی)، حمله و تهاجم به بهائیان در روستاهای شیراز که به تغییر اجباری مذهب هشتصد بهایی شد که کتبا نوشته، امضا و تسلیم مقامات اسلامی محل کردند.
همچنین بسیاری از موارد حمله و تخریب املاک عمومی و خصوصی بهائیان در رشت، آباده، اصفهان، حصار، ارومیه، شیراز، کرج و ماهافروزک و غارت و به آتش کشیدن منازل و دفاتر و مراکز بهائیان سایر موارد آزار و فشار بربهائیان ایران در دهههای سی و چهل شمسی است.
در بسیاری از موارد فوق این اقدامات با تحریک روحانیان مذهبی شیعه صورت گرفته است. البته این به این معنی نیست که نقش دولتهای وقت در نادیده گرفتن حقوق ضایع شده بهائیان و عدم حمایت از آنها نادیده گرفته میشود. حتی در برخی موارد این روحانیون در تبلیغ گسترده علیه بهائیان برای جلب موافقت با دولت – غیراسلامی- وقت هم، وارد مذاکره شده اند.[2]
با انقلاب ۵۷ و روی کار آمدن جمهوری اسلامی، تعدادی زیادی از روحانیون و مذهبیون که تا پیش از این با فشار به حکومت غیر دینی وقت، خواستار سرکوب و تحت فشار قراردادن پیروان بهائیت بودند، به قدرت رسیدند و در نتیجه وضعیت سرکوب و فشار بربهائیان به طرز قابل توجهی بدتر شد. این بار، آزار و سرکوب بهائیان به شکلی گستردهتر و از سوی حکومت یا با حمایت کامل حکومت انجام میشد.
” آیت الله خمینی طی مصاحبه با پروفسور جيمز كاكرافت كه در تاريخ چهارم اسفند ۱۳۵۷ديدگاه خود نسبت به بهاييان را چنين عنوان نمود:
كاكرافت: آيا بهاييان، تحت پوشش يك حكومت اسلامی، آزادی سياسی يا مذهبی خواهند داشت؟
[آیت الله]خمينی: آنها يك گروه سياسی بوده و مضر هستند. آنها مورد قبول نيستند.
كاكرافت: در مورد آزادی مذهب و به جا آوردن فرايض دينی چطور؟
[آیت الله]خمينی: خير”[3].
به اعتقاد روحانیون شیعه درحکومت جمهوری اسلامی ایران، آیین بهائی یک دین و اعتقاد نیست بلکه آن را یک “فرقه” یا یک “دکترین سیاسی” میدانند[4] و با همین استدلال بهائیان را از حقوق طبیعی خود محروم می کنند. از سوی دیگر بارها به طور رسمی مطرح شده است که در صورت برگشتن این پیروان از آیین بهائی و اسلام آوردن، حقوقشان سريعاً برگردانده خواهد شد و اين امر خود بيانگر آن است كه بهاييان صرفاً به دليل اعتقادات مذهبی شان هدف قرار گرفته بودند نه به دليل فعاليتهاي سياسی.
سرکوب و نقض حقوق اولیه بهائیان در طول حیات جمهوری اسلامی در بعضی مقاطع زمانی، شدیدتر هم شده است.
برای مثال در سالهای اولیه انقلاب اعدامهای گسترده بهاییان به اتهام “مفسد فی الارض”، “همکاری با دول بیگانه”، “جاسوسی برای اسرائیل”و…انجام شده است.
آمار قتلها و اعدام بهائیان از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۲ به گزارش کمیته جهانی بهائیان، ۱۸۷ نفر بوده است.[5]
با اینکه سرکوب بهاییان در تمامی سالهای پس از دهه اول انقلاب نیز ادامه داشته است اما از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، به خصوص از سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹)، فشار علیه جامعه بهایی افزایس محسوسی داشته است. در این سالها، تعداد زیادی از بهاییان، از جمله هفت مدیر جامعه بهایی در ایران، زندانی و به حبس های طولانی مدت محکوم شدند. زندانیان بهایی، قربانی بازداشتهای فراقضایی، رفتارهای خلاف قانون، شکنجه و محرومیت از دادرسی منصفانه بوده اند. همچنین، محرومیت بهاییان از حق تحصیلات عالی و ایجاد محدودیت برای آنها در مشاغل مختلف، ابعاد وسیع تری پیدا کرد. همه این اقدامات علیه جامعه بهایی، از سوی برخی از رسانه های دولتی یا نیمه دولتی، پشتیبانی می شد. این رسانه ها نه تنها اقدامات خلاف حقوق بشر مقامات رسمی را مشروع جلوه می دادند بلکه به وضوح، “بهایی ستیزی” را در سطح جامعه ترویج می کردند.
نقض حقوق بهاییان در حوزه قضایی
نظام قضایی جمهوری اسلامی، غالبا بهائیان را بدون ارائه مستندات کافی با اتهاماتی چون “تبلیغ علیه نظام”، “جاسوسی”، “اقدام علیه امنیت ملی” تحت تعقیب قرار می دهد و طی دادرسیهای غیرمنصفانه و دادگاههایی که در آنها تشریفات قانونی نادیده گرفته میشوند، پیروان بهائی را با تمسک به آنها تحت فشار میدهد.
شهادت زندانیان بهایی و بستگان آنها نشان می دهد که پیروان بهاییت، صرفا به دلیل عقیده و باور دینی خود، مورد آزار و اذیت، شکنجه و فشار نهادهای امنیتی و قضایی قرار گرفته اند. همچنین اسناد و مدارک غیرقابل انکاری حاکی از دخالت خلاف قانون و اقدامات فراقانونی نهادهای امنیتی در جریان پروندههای قضایی، مراحل بازداشت، تحقیق و بازجویی است.
تفتیش منازل بدون ارائه حکم قضایی، بازداشت در بازداشتگاههای امنیتی، بازجویی توسط ماموران نهادهای امنیتی بجای نهادهای زیر نظر قوه قضائیه، عدم دسترسی به وکیل در جریان دادرسی، بخشی از موارد بارز و گسترده نقض حقوق بهائیان در حوزه قضایی است.
سیاستهای جمهوری اسلامی در حوزه قضایی، نقض آشکار حقوق بهائیان طبق میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و اصل بیست و سوم قانون اساسی ایران در منع تفتیش عقاید است.
محرومیت از تحصیل
در نامه محرمانه مورخ ۶ اسفند ماه ۱۳۶۹، توسط سید محمد رضا هاشمی گلپایگانی، دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی، نتایج جمع بندی مذاکرات و پیشنهادات این شورا در رابطه با سیاست گذاری دولت وقت در خصوص “مسائل بهائیان” را به استحضار رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله خامنهای میرساند. در بخشی از این نامه آمده است:
“- در مدارس چنانچه اظهار نكردند بهايی اند ثبت نام شوند.
- حتی المقدور در مدارسی كه كادر قوي و مسلط بر مسائل عقيدتي دارند ثبت نام شوند.
- در دانشگاهها چه در ورود و چه در طول دوران تحصيل، چنانچه معلوم شود بهايی اند، از دانشگاه محروم شوند.”[6]
این سیاست، الگو و مستند اصلی سلب حق تحصیل بهائیان در ایران بوده است. در بخشنامه محرمانه ای که از سوی مدیر کل حراست مرکزی وزارت علوم تحقیقات و فنآوری، با عنوان “ممنوعیت تحصیل افراد بهایی در دانشگاهها” ، خطاب به کلیه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور صادر شده است دقیقا به مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی استناد کرده است.[7]
بسیاری از جوانان بهائی پس از پایان دوره تحصیلات متوسطه زمانی که در آزمون ورودی دانشگاهها شرکت میکنند، به دلیل وجود روند “گزینش” سازمان سنجش آموزش کشور، پذیرفته نمیشوند و با مواردی همچون نقص پرونده روبه رو شده و نهایتا از ادامه تحصیل در سطح دانشگاهی محروم میشوند.
سازمان سنجش آموزش کشور که در ایران متصدی برگزاری آزمون سراسری ورود به دانشگاهها در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری است در بخشی از وظایف خود مینویسد:
“انجام امور مربوط به تعيين شرايط و ضوابط پذيرش دانشجو با توجه به طرحها و برنامهها و سياستهاي آموزشي كشور”، این گزینش و “تعیین شرایط” برای پذیرش دانشجو توسط “دبیرخانه گزینش دانشجو” صورت میگیرد.[8]
بهائیان علاقه مند به تحصیلات عالی، به دلیل باور و اعتقادشان از این حق آشکار و به رسمیت شناخته شده توسط قانون اساسی ایران و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، محروم میشوند.
سرویس خبری جامعۀ جهانی بهائی۱۱ در تاریخ خرداد ۱۳۹۱ (۳۱ مه ۲۰۱۲)، می نویسد:
“از سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹) بیش از ۶۰۰ دانشجو و چندین مدرّس دانشگاه به خاطر ابراز مسالمتآمیز نظراتشان دستگیر شدهاند؛ صدها نفر به خاطر عقاید سیاسیشان از آموزش محروم شده و نشستها، نشریّات و نهادهای دانشجویی تعطیل شدهاند”[9]
مسئله به اینجا ختم نمیشود، حتی زمانی که جامعه بهائیان در ایران سعی در تاسیس یک موسسه عالی آموزشی آزاد برای پاسخ به نیاز بهائیان محروم از تحصیل میکنند با مانع و ممنوعیت از سوی نهادهای دولتی روبه رو میشوند.
از زمانی كه جوانان بهايی از دسترسی به تحصيلات عالی محروم شدند، بهاييان اقدام به ايجاد دانشگاه آزاد علمی نمودند. اين دانشگاه كار خود را در سال ۱۳۶۶ در قالب [Bahá'í Institute for Higher Education (BIHE)]
تا سال ۱۳۷۷ ، تعداد دانشجويان اين دانشگاه بالغ بر ۹۰۰ نفر بود و مؤسسه ۱۵۰ نفر به عنوان هئيت علمي داشت و در ۱۰ رشته تحصيلي به اعطاي مدرك دانشگاهي مي پرداخت. كلاسها در منازل شخصی برگزارمی شده است. در شهريور ۱۳۷۷، ۳۶ نفر از اعضای هيأت عملي دستگير شده و به ۵۰۰ خانه در سراسر ايران حمله میشود.
محدودیت حق اشتغال
بر طبق اصل بیست و دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، “حيثيت، جان، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی كه قانون تجويز كند.” همچنین اصل ۲۸ قانون اساسی میگوید “هر كس حق دارد شغلي راكه بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عمومي و حقوق ديگران نيست برگزيند. دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون براي همه افراد امكان اشتغال به كار و شرايط مساوي براي احراز مشاغل ايجاد نمايد. ” و این اصول در هیج جای قانون اساسی محدود به مذهب و دین افراد نشده است. علی رغم این اصول قانون اساسی و ماده ۲۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر، “هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خویش را دارا باشد و سزاوار حمایت در برابر بیکاری است.”
علیرغم وجود اصول فوق در موراد بسیاری این حق اولیه از شهروندان بهائی سلب شده است، کارگاهها و محل کسبشان پلمب شده، مجوز کسب و پیشه آنها معلق یا باطل شده است.
جامعه جهانی بهایی در بیانیه ای در نوزدهمین جلسه شورای حقوق بشر در مورد اختناق اقتصادی بهاییان در ایران و تشدید اخیر فشار بر مشاغل و صاحبان مشاغل بهایی اعلام میکند:
“در ۲۸ مه، عواملی از وزارت اطلاعات، به دو کارخانه در سمنان که تمام یا بخشی از آن متعلق به بهاییان بوده، یورش برده و آن ها را پلمپ کردند. یکی از این کارخانجات که پرده کرکره های عمودی تولید می کرد، ۵۱ کارمند در استخدامش بود که ۳۶ تن از آنان بهایی نبودند. دیگری کارخانه تولید لنز است که دو بهایی و شش غیر بهایی در آن کار می کردند. بیانیه ی جامعه جهانی بهایی به شورا خاطر نشان کرد که ” بهاییان مجاز نیستند در بخشهای دولتی کار کنند ونیز با محدودیتهای شدیدی در بخشهای خصوصی مواجه هستند. مقامات رسمی، بر مبنای دستورالعمل دولت در پی آن هستند که بهاییان را از ۲۵ شغلی که از آن منع شده اند و هر فعالیت شغلی دیگری که بیشتر از حداقل دستمزد را برایشان فراهم می آورد، اخراج کنند.”[10]
از سوی دیگر در سال هشتاد و پنج، از سوی فرماندهی کل ستاد نیروهای مسلح نامهای “خیلی محرمانه” به بسیاری از نهادهای نظامی و امنیتی کشور از جمله وزارت اطلاعات، فرمانده کل سپاه پاسداران، فرمانده نیروهای مقاومت بسیج سپاه پاسداران و فرمانده نیروی انتظامی ارسال می شود. در این نامه با استناد به دستور آیت الله خامنهای، از کلیه این نهادها میخواهد، “…گزارش جامع و کاملی از کلیه فعالیتهای این فرقه [بهائیان] (اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) جهت شناسایی کلیه افراد این فرقه” تهیه و به ستاد نیروهای مسلح ارسال دارند. [11]
همچنین وزارت کشور در نامهای از معاونتهای سیاسی امنیتی استانداریها خواسته شده “… با ظرافت و حساسیت رفتارهای اجتماعی آنها [بهائیان] را کنترل و مدیریت…” کنند. در صدر این نامه همچنین آمده است “… تحت پوشش فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی اقدام به ترویج و تبلیغ مرام بهائیت مینمایند.”[12]
نظارت بر اماکن عمومی از وظایف نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است که زیر نظر پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فعالیت میکند. دستورالعملی به تاریخ ۱۹/۱/۸۶ به روسای پلیس اطلاعات و امنیت عمومی شهرستانهای تابعه با عنوان” بررسی صلاحیت افراد گروهکی” و “فرقه ضاله بهائیت” [13]صادر میشود که طی آن ضمن دستور منع صدور مجوز فعالیت برای بسیاری از مشاغل به بهائیان، دستور شناسایی بهائیان شاغل را در صنفهای مختلف میدهد.[14]
اقدامات فوق حاکی از این است که بهائیان از حق داشتن آزادنه شغل و پرداختن آزادانه به فعالیت اقتصادی، به طور سازمان یافته و گسترده محروم میشوند.
نفرت پراکنی علیه بهاییان در حوزه رسانه
“جامعه جهانی بهائیان” در گزارش مستند و تحلیلی خود با عنوان “برانگیختن نفرت، کمپین رسانهای ایران برای پلید جلوه دادن بهائیان” (منتشره در اکتبر ۲۰۱۱) مینویسد:
“…یکی از شکل های موذیانۀ این آزار، که تا کنون کمتر مستند شده بود، استفادۀ گسترده و روشمند حکومت از رسانههای ارتباط جمعی و وسایل دیگر برای بدنام کردن و توهین به بهائیان است.
جلوه دادن بخشی از یک جامعه به عنوان مردمانی پلید و فاقد صفات انسانی، که به دفعات در طول تاریخ تکرار شده،همیشه بسیار نگران کننده بوده است. از طریق این گونه تبلیغات، ماهیّت انسانی قربانیان انکار میشود و آنها به عنوان که بعضاً با عبارات توهین آمیزی مانند حیوان، انگل، آفت، بیمار و یا جادوگر از آنها یاد می شود.. به شکلی روشمند بهائیان را ترسناک و اهریمنی جلوه داده و مورد اهانت قرار می دهد. محتوای گوناگون این حملات نشان دهندۀ اختصاص منابع مالی عظیم و تلاش شدید جمهوری اسلامی در این زمینه است.
بسیاری از این حملات بر پایۀ تحریف فاحش تاریخ دیانت بهائی بنا شده است؛ برخی از آنها به استراتژی شریک جرم یا پلیس مخفی شاه دست میزنند؛ » شیطانپرستان « دانستن از طریق رده بندی بهائیان با گروههای کاملاً غیر مرتبط مثل و برخی دیگر شگر د پیوند دادن بهائیان با مخالفان‘ رژیم را به کار میبرند که به دولت اجازه میدهد تا هر دو، هم بهائیان و هم مخالفان را یکجا متهم کند…” [15]
جامعۀ جهانی بهائی جریان مستمر این گونه تبلیغات را که در یک دوره شانزده ماهه – از ۲۶ آذر ۱۳۸۸تا ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ مورد بررسی قرارداده است.
در بررسی لیست ارائه شده در گزارش فوق الذکر همه جا نام رسانههای دولتی، نیمه دولتی و رسانههای وابسته به ارگانهای نظامی/امنیتی یا حامیان و وابستگان به دولت محمود احمدینژاد به چشم میخورد.
حمله به پیروان بهائیت و نشر اتهامات واهی بدون ارایه مستندات از جمله فساد اخلاقیِ پیروان این آیین، ارتباط با دول خارجی که دولت جمهوری اسلامی با آنها رابطه دیپلماتیک ندارد چون آمریکا و اسرائیل، توهین به پیروان و استفاده از الفاظ و ادبیات سخیف چون “فرقه ضاله”، “فرقه گمراه”، “فرقه شیطانی” نه تنها برخلاف اصول حرفهای و رسالت رسانهای است، بلکه سعی در ترویج فرهنگ بهایی ستیزی در جامعه و در میان متعصبین دینی دارد.
این فعالیت گسترده بین رسانههای دولتی و و وابسته به نهادهای نظامی/امنیتی، با تخریب وجاهت آیین بهایی و بهائیان و خطرناک جلوه دادن این افراد برای امنیت و تثبیت نظام، بستر اجتماعی برای سرکوب و افزایش فشار برای بهائیان را فراهم میکند.
این در حالی است که مادۀ ۲۰ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (که ایران در سال ۱۳۵۴ به آن پیوسته است) به صراحت عنوان میکند:
“هرگونه ترغیب به تنفر ملی، نژادی یا دینی که محرّک تبعیض، دشمنی یا خشونت به حساب آید، بهموجب قانون ممنوع است” و ارتکاب آن از سوی این رسانهها نقض آشکار حقوق مدنی بهائیان محسوب میشود.
عاملان و آمران نقض گسترده و شدید حقوق بهاییان
با توجه به اینکه حقوق بهاییان در حوزه قضایی، تحصیلی، اشتغال و رسانه ای به شکل گسترده و سازماندهی شده ای نقض می شود، “عدالت برای ایران” دست به تحقیق درباره عاملان و آمران این نقض گسترده و سازماندهی شده در بازه تاریخی پس از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت زده است. روش ما در این تحقیق، در و هله اول، استناد به شهادت بهائیانی بوده است که خود قربانی نقض حقوق انسانی بودهاند. اطلاعاتی که آنها در مصاحبه با عدالت برای ایران در اختیارمان گذاشته اند، منبع مهم، الهام بخش و راهگشای این گزارش بوده است. در کنار شهادتها، ما از گزارشات و تحقیقات صورت گرفته قبلی و همچنین اسناد اداری و قضایی که صحت آنها مورد تایید قرار گرفته است، استفاده کرده ایم.
در نتیجه تحقیق عدالت برای ایران، پانزده مقام دولتی و غیردولتی زیر به عنوان اشخاصی که در نقش شدید و گسترده حقوق بهاییان مستقیما دخالت داشته اند معرفی شده اند. برای دیدن مشخصات کامل این مقامات به همراه مستندات دخالت آنها در نقض حقوق بهاییان کافی است روی اسم آنها کلیک کنید.
برخی از مقامات مسئول نقض حقوق بهاییان در حوزه قضایی
- حجت الاسلام محمد قاسم عین الکمالی
- عباس علیزاده (موحد)
- سید رضا موسوی تبار
- مسعود ولایتی (معاذاللهی)
- حجت الاسلام اسدالله جعفری
برخی از مقامات مسئول نقض حق تحصیل بهاییان
برخی از مقامات مسئول نقض حق اشتغال بهاییان
برخی از مقامات مسئول نقض حقوق بهاییان در حوزه رسانه ای
3. میثم نیلی
نتیجه
عدالت برای ایران بر این باور است که تمامی پانزده نفر بالا، باید به دلیل اعمال نقض شدید حقوق بهاییان و دست داشتن در اعمالی که حتی خلاف قوانین داخلی جمهوری اسلامی و تعهدات بین المللی آن است، پاسخگو شوند. در گام اول، “عدالت برای ایران” از اتحادیه اروپا و سایر دولتهای مدافع حقوق بشر میخواهد ضمن استفاده از تمام توان خود در بکارگیری اهرمهای سیاسی و دیپلماتیک برای مجبور کردن دولت ایران به پایان دادن به آزار و اذیت بهائیان، این پانزده نفر را در فهرست تحریم ناقضان حقوق بشر، شامل ممنوعیت سفر ایشان و مسدود کردن داراییها قرار دهد.
بدیهی است ناقضان حقوق بهائیان به اسامی بالا محدود نیست و تکمیل و افزایش اسامی ناقضان حقوق بهائیان در دستور کار آینده عدالت برای ایران، قرار دارد.
Wednesday, 23 January 2013
بازداشت چهار شهروند بهایی در گنبد کاووس
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح روز یک شنبه اول بهمن ماه ۱۳۹۱ در یک اقدام همزمان ماموران اداره اطلاعات گرگان با دراختیار داشتن حکم دستگیری ۴ شهروند بهایی ساکن گنبد کاووس به شهر مزبور رفته و با مراجعه به منازل این شهروندان بهایی پس از تفتیش منازل، ایشان را نیز بازداشت و به نقطه نامعلومی انتقال میدهند.
اسامی شهروندان بهایی ساکن گنبد کاووس که بازداشت شدهاند عبارتست از
وثاق سنایی
بیتا هدایتی
هنا کوشکباغی
ناهید محمودی
Saturday, 19 January 2013
چکیده ای از بازداشتهای بهاییان درایران
بهاییان تقریبا ١٧٠ سال پیش از دل اسلام بیرون آمدند. آنان به قرآن احترام میگذارند، اما پیامبر اسلام را آخرین نمیدانند. جامعه بهایی در سراسر دنیا تقریباً هفت میلیون پیرو دارد، اما در ایران ممنوع است. به گفته اینگو هوفمان، نماینده جامعه بهایی در آلمان، مبانی اعتقادی بهاییان، مانند برابری زن و مرد، یا حق برخورداری از تحصیل را در ایران انگ غربی میزنند. به همین دلیل وضع بهاییان بعد از انقلاب ایران آشکارا به وخامت گراییده است.
به گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران "هرچند دیانت بهایی از آغاز ظهور با آزار و اذیت موجه شده، اما اولین سرکوب شدید بهاییان در در دهه ١٣٣٠ در پی سخنرانیهای حجت الاسلام فلسفی صورت گرفت. سال ١٣٣٤ مرکز ملی بهاییان (حضیره القدس) به دستور تیمور بختیار فرمانده نظامی تهران اشغال و گنبد آن تخریب شد. آزار و اذیت آنها در پی تاسیس انجمن حجتیه و به ویژه بعد از انقلاب سال ١٣٥٧ تشدید گردید".
با وجود آنکه بهاییان در سازمان ملل از موقعیت و مقام مشاورهای برخوردارند، در خود ایران صاحب هیچ حقی نیستند و تقریباً نیم میلیون اعضای آنها را متهم به جاسوسی برای اسرائیل میکنند. این از آن اتهاماتی است که در ایران خیلی گران تمام میشود و عواقب وخیمی دارد.
بنا به گفته جامعه بینالمللی بهایی، بین سالهای ١٩٧٩ تا ١٩٩٨ حدود دویست بهایی در ایران اعدام شده و ١٥ تن به کلی ناپدید شدهاند. فقط از سال ٢٠٠٤ تا٢٠١٠، ٣٣٤ بهایی زندانی شدند و در حال حاضر نیز زیر فشار زیادی قرار گرفتهاند. یک سخنگوی دولت آلمان از وضع بهاییان در ایران اظهار نگرانی کرد.
بنا به گفته جامعه بینالمللی بهایی، بین سالهای ١٩٧٩ تا ١٩٩٨ حدود دویست بهایی در ایران اعدام شده و ١٥ تن به کلی ناپدید شدهاند. فقط از سال ٢٠٠٤ تا٢٠١٠، ٣٣٤ بهایی زندانی شدند و در حال حاضر نیز زیر فشار زیادی قرار گرفتهاند. یک سخنگوی دولت آلمان از وضع بهاییان در ایران اظهار نگرانی کرد.
عاطفی که اینک ٢٤ ساله است، در زادگاهش اصفهان در جامعه بهایی فعالیت میکرد و بابت همین فعالیتها نیز گرفتار انواع مشکلات و محرومیتها شد. با این حال او از پای ننشست و از طریق وبلاگ خودش و شبکههای اجتماعی و با نام واقعی خودش نامههای اعتراضی نسبت به نقض حقوق بشر به "کمیته گزارشگران حقوق بشر "نوشت. این نامهها برایش دردسر درست کرد و داشت دستگیر میشد که با کمک یک قاچاقچی از کشور فرار کرد و به آلمان آمد. او از سال ٢٠٠٩ یکی از ٥٠ تن ایرانیانی است که تقاضای پناهندگیشان در پی انتخابات سال ٢٠٠٩، در آلمان پذیرفته شده است. سپهر میگوید: "تا زمانی که ایران آزاد نشود، نمیتوانم برگردم."
یک خانم بهایی دیگر که خود را با نام مستعار "مونا سبدی" معرفی میکند از فشار به بهاییان در استان سمنان میگوید. وضع بهاییان در این استان به قدری وخیم است که مارکوس لونینگ، مسئول بخش حقوق بشر دولت آلمان "نگرانی شدید" خود را نسبت به آزار بهاییان در سمنان اظهار کرده است. مونا میگوید همه بهاییان این استان زیر فشار قرار گرفتهاند و به تازگی زن و شوهرهای بهایی را هم دستگیر میکنند.
در همین زمینه بخش فارسی رادیو صدای آلمان از بازداشت دو مادر بهایی خبر داد که همراه نوزادانشان در سمنان زندانی شدهاند. بچهها در زندان به شدت ضعیف شدهاند. بنا به بعضی منابع دیگر ازجمله "کمیته گزارشگران حقوق بشر"، پدر یکی از بچهها نیز دستگیر شده است. به گزارش سازمانهای مدافع حقوق بشر علت دستگیری آنها صرفا بهایی بودنشان هست.
به گفته مونا زندانی شدن عواقب گوناگونی در زمینههای مختلف در پی دارد. وقتی پدر و مادر زندانی میشوند معنیاش این است که خانواده دیگر نانآور ندارد. خانوادهها پسانداز هم ندارند که در مدت زندانی بودن والدین از آن ارتزاق کنند. با اتهامات ساختگی مجوز کسب بهاییها را هم گرفتهاند و مغازههایشان را نیز بستهاند.
این نکات را مسئول حقوق بشر دولت آلمان نیز تایید میکند و "بستن مغازه و اخراج از دانشگاه" و اعمال دیگر محدودیتها نسبت به بهاییان را محکوم میکند.
سال ٢٠٠٥ از طرف ارتش به نیروهای امنیتی فرمان داده شد بهاییان را شناسایی کنند. حکومت ایران بهاییان را به تحریک احساسات مردم، فعالیتهای ضد انقلابی و از همه مهمتر جاسوسی برای اسرائیل متهم میکند.ظاهراً این اتهامها فرافکنانه هستند و بهاییان قربانی سیاستهای حکومتاند. به گفته هوفمان از اعضای جامعه بهاییان در آلمان،" این اتهامات تازگی ندارد، اول بهاییان را به روسها وابسته میدانستند، بعد به انگلیسیها و حالا به اسرائیل".
در مواردی زیادی حتی دانشآموزان بهایی هم مورد آزار قرار میگیرند و بنا به گزارش گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در ایران، مغازههای بهاییان نیز آتش زده میشوند.
به گفته مونا سبدی گورهای خانوادگیشان نیز تخریب شده است. او افسوس میخورد که "هر وقت چیز خیلی خوبی درست میکنیم، سر و کلهشان پیدا میشود و خرابش میکنند".
روزنامههای دولتی با پخش اخباری در مورد "فرقه ضاله"ای که ظاهراً بچهها را قربانی میکند، موجب تحریک مردم میشوند. فقط در عرض شانزده ماه ٤٠٠ گزارش بر ضد بهاییان در روزنامههای بزرگ دولتی منتشر شده است. در یک سریال تلویزیونی هم بهاییان جاسوسان اسرائیل و انگلیس نشان داده میشوند.
بهاییان در همه زمینه زیر فشارند. قانون اساسی ایران در کنار اسلام تنها ادیان مسیحی، یهودی و زرتشتی را قبول دارد. از سال ١٩٨٣ جامعه بهایی حق برگزاری تجمع ندارد. در فوریه سال ٢٠٠٨ هفت نماینده منتخب آنها دستگیر شدند. در سالهای گذشته تعدادی از اعضای رهبریشان هم اعدام شدهاند.
سال١٩٩٣ رینالدو گالیندوپل، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل تعقیب سیستماتیک بهاییان در ایران را افشا کرد. او در بازدید از ایران به یک سند رسمی دست یافت با نام به اصطلاح "یادواره گلپایگانی"، که مربوط به دو سال قبل از آن بود و امضای افرادی از جمله آیتالله خامنهای هم پای آن بود. در آن از جمله میخوانیم که "باید جلوی پیشرفت بهاییان گرفته شود" و دستیابی آنها به آموزش یا راهیابی به دانشگاه را باید یا ممنوع، یا خیلی دشوار کرد. آنها حق فعالیت اقتصادی هم ندارند و"ریشههای فرهنگیشان در خارج از ایران" نیز باید خشکانده شود.
منع تحصیل بهاییان اما خیلی پیشتر از این سند آغاز شده بود. سال ١٩٨٧ یک مرکز آموزش عالی بهاییان به طور خصوصی و در خانههای خود بهاییان برپا شد که سال ١٩٩٨ توسط ماموران امنیتی کشف و از هم پاشیده شد.
سال ٢٠٠٦، ٨١ دانشگاه در ایران نامههایی با مضمون ممنوعیت تحصیل بهاییان از وزارت علوم دریافت کردند. در این نامهها به مصوبه سال ١٩٩١ شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر "شناسایی بهاییان" و اخراج آنها از دانشگاه استناد شده است. بر اساس این مصوبه، بهائیان علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم هستند. در بند سوم این مصوبه در تاریخ ششم اسفند ۱۳۶۹، آمده که باید از ثبت نام بهائیان در دانشگاهها جلوگیری به عمل آید و چنانچه هویت بهایی فردی هنگام تحصیل احراز شود باید از تحصیل محروم شود. همچنین در ۱۱ آبان سال ۱۳۸۵ نیز مجدداً به تصویب شورای انقلاب فرهنگی و وزارت اطلاعات رسیده است که بهائیان نمیتوانند در دانشگاهها ثبت نام کنند و در صورت ثبت نام باید اخراج شوند.
همچنین سال ٢٠٠٥ از طرف ارتش به نیروهای امنیتی فرمان داده شد بهاییان را شناسایی کنند. حکومت ایران بهاییان را به تحریک احساسات مردم، فعالیتهای ضد انقلابی و از همه مهمتر جاسوسی برای اسرائیل متهم میکند. ظاهراً این اتهامها فرافکنانه هستند و بهاییان قربانی سیاستهای حکومتاند. به گفته هوفمان از اعضای جامعه بهاییان در آلمان،" این اتهامات تازگی ندارد، اول بهاییان را به روسها وابسته میدانستند، بعد به انگلیسیها و حالا به اسرائیل".
عبادتگاه مقدس بهاییان (بيتالعدل اعظم الهی) در شهر حیفای اسراییل قرار دارد. گنبد طلایی این عبادتگاه محصور در میان باغی زیبا، از مناطق مورد علاقه توریستها در اسراییل است.
البته علت بنای عبادتگاه در اسراییل هم تصمیم شاه به طرد آنها از کشور بود، اما در ایران دیگر کسی به این نکته توجه ندارد و وجود عبادتگاه در اسرائیل را دلیل وابستگی به آن کشور میدانند.
Friday, 18 January 2013
یورش گسترده و همزمان به منازل شهروندان بهایی قروه کردستان
صبح روز سه شنبه ۱۹ دی ماه در یک اقدام هماهنگ و سیستماتیک، سیزده گروه امنیتی با مراجعه منزل
شهروندان بهایی در شهرستان قروه اقدام به تفتیش منزل کردند.
سیزده گروه هفت نفره از ماموران امنیتی به صورت همزمان به منازل ۱۳ شهروند بهایی ساکن شهرستان قروه
مراجعه و با نشان دادندست نوشتهای بدون مهر که توسط اداره اطلاعات نوشته و به امضای
دادستان قروه رسیده بود، وارد منازل شهروندان بهایی شدند.
ماموران به بهانه اینکه دنبال شی ء مشکوک میگردند منزل را کاملا تفتیش کرده بطوریکه حتی داخل
یخچال و کانال کولرها را نیز بازرسی کردهاند در خاتمه بدون ارائه برگه رسید کلیه کتب و عکسهای
مذهبی، موبایل، دوربین، کامپیوتر و لپ تاب موجوددر منازل فوق را ضبط و سپس خارج میشوند.
اسامی شهروندان بهایی ساکن قروه که منازلشان مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفت عبارتست از:
۲ – کامبیز اقدامیان ۳ – سعید منصوری ۴ – بهنام اقدامیان ۵ – مهرداد زارعی
۶ – طیب صالحی ۷ – فائز صالحی ۸ – مهدی لقایی ۹ – عطا الله کوثری
۱۰ – ضیاالله کوثری ۱۱ – کیومرث اوصافی ۱۲ – کوروش اوصافی
۱۳ – سعید خادم
صبح روز سه شنبه ۱۹ دی ماه در یک اقدام هماهنگ و سیستماتیک، سیزده گروه امنیتی با مراجعه منزل
شهروندان بهایی در شهرستان قروه اقدام به تفتیش منزل کردند.
سیزده گروه هفت نفره از ماموران امنیتی به صورت همزمان به منازل ۱۳ شهروند بهایی ساکن شهرستان قروه
مراجعه و با نشان دادندست نوشتهای بدون مهر که توسط اداره اطلاعات نوشته و به امضای
دادستان قروه رسیده بود، وارد منازل شهروندان بهایی شدند.
ماموران به بهانه اینکه دنبال شی ء مشکوک میگردند منزل را کاملا تفتیش کرده بطوریکه حتی داخل
یخچال و کانال کولرها را نیز بازرسی کردهاند در خاتمه بدون ارائه برگه رسید کلیه کتب و عکسهای
مذهبی، موبایل، دوربین، کامپیوتر و لپ تاب موجوددر منازل فوق را ضبط و سپس خارج میشوند.
اسامی شهروندان بهایی ساکن قروه که منازلشان مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفت عبارتست از:
۲ – کامبیز اقدامیان ۳ – سعید منصوری ۴ – بهنام اقدامیان ۵ – مهرداد زارعی
۶ – طیب صالحی ۷ – فائز صالحی ۸ – مهدی لقایی ۹ – عطا الله کوثری
۱۰ – ضیاالله کوثری ۱۱ – کیومرث اوصافی ۱۲ – کوروش اوصافی
۱۳ – سعید خادم
Wednesday, 19 December 2012
قبرستان سنگسر با خاک یکسان شد
قبرستان قدیمی بهاییان سنگسر بطور کامل توسط بولدوزر و کامیون زیر خاک و آوار مدفون شد.
در اواسط آذر ماه ۱۳۹۱ قبرستان قدیمی (اولی) بهاییان سنگسر بطور کامل توسط بولدوزر و کامیون زیر خاک و آوار رفته و بر روی تمام قبرها خاک و سنگ ریخته شد تا دیگر هیچ قبری مشاهده نشود
قبرستان بهاییان سنگسر از توابع سمنان در سال ۱۳۸۸ مورد هجوم افراد ناشناس ولی تحت حمایت نیروی انتظامی قرار گرفت؛ در آن سال غسالخانه را آتش زدند و بر تانکرهای آب دشنام نوشتند
بعد از این واقعه دیگر اجازه دفن اموات به شهروندان بهایی داده نشد و پس از مدتی زمین جدیدی برای دفن اموات بهاییان به ایشان داده شد که چندی پیش ساختمان غسالخانه و دیوارهای کوتاه سنگی اطراف آن بطور کامل توسط عوامل ناشناس تحت حمایت نیروی انتظامی و قضایی محل، تخریب و کلیه نهالهای درختان و گیاهان کاشته شده در آن هم کنده شد
Wednesday, 14 November 2012
از بيانات حضرت عبدالبهاء خطاب به انيس رودت
اوّلين قدم ايجاد طلب روحانيّت در قلب است و بعد دارا شدن حيات بهايي، حيات بهايي، حيات بهايي. طريقة به دست آوردن اين عطش تفكر و تمعّن درباره حيات جاوداني يعني دار عقبي است. كتب مقدّسه و كلمات انبياء را بخوانيد و تحصيل كنيد و تفكري مخصوص در آيات حضرت بهاءالله نمائيد. دعا و تفكر، اين دو عامل مهم را فراموش ننمائيد. خيلي وقت صرف اين دو كار بنمائيد. البته رفته رفته آن عطش و طلب در قلب شما جايگير خواهد شد و فقط پس از تحصيل اين كيفيّت است كه مي توانيد داراي زندگاني بهايي گرديد. براي اينكه حيات بهايي دارا باشيد، بايد مهربانترين شخص عالم گرديد.. خالصترين و پاكترين همه شويد. فقط و فقط طرفدار حق و حقيقت باشيد و حياتي كاملا بر طبق اصول الهي دارا گرديد. همسايگان خود را محبّت كنيد. در موقعي كه مريضند ديدن نماييد و چون در زحمتند راحتي بخشيد. به هر نحو كه ممكن است به خدمتشان پردازيد و از روي صميميت به آنها نشان دهيد كه ايشانرا دوست داريد و از صميم قلب مايل به خدمت گذاريشان ميباشيد. فقرا را بخشش كرده، غذا برايشان بفرستيد. هر چه داريد با سايرين قسمت كنيد و به آنچه خداوند برايتان مقدر فرموده راضي باشيد. به كساني كه به شما اطمينان دارند نهايت امانت و وفاداري ابراز داريد. هرگز جز طريق مهر و وفا نپوييد. با طرز حيات خود به جهانيان نشان بدهيد كه گوهري در دل و روحي غير از ديگران داريد. كار را به جايي رسانيد كه همه بگويند اين شخص چه دارد كه ما نداريم. به عالميان نشان دهيد كه در عين رنج و محنت و در بحبوحة فقر و تنگدستي و بيچارگي و ناخوشي چيزي در قلب داريد كه تسلي روح شماست. به جميع بفهمانيد كه شما را گنجي در دل است كه در گرداب بلايا قلب را قوت و روان را آرامي و اطمينان بخشوده، شما را مشعوف و پرنشاط ساخته، قوي و مستحكم نگاه داشته و در برابر سختي و مصيبت راضي و خوشنودتان ميٍگرداند. وقتي چنين شد همه طالب ميگردند كه از آن گوهر ثمين، گنج روان دارا باشند و چون حال بدين منوال گردد ديگر تبليغ را زحمتي نيست. فقط بايد به طالبين بگوئيد كه اين درّ گرانبها چيست
بهائی بودن یعنی جمیع عالم را دوست داشتن و با کلّ بشر مهربان بودن در خدمت به نوع کوشیدن و در سبیل صلح عمومی و ترویج اخوت حقیقی همّت کردن
حضرت عبدالبهاء - لوح احبای پاریس
حضرت عبدالبهاء - لوح احبای پاریس
Subscribe to:
Posts (Atom)


