Friday, 16 February 2018

سعید رضایی از مدیران جامعه بهایی پس از تحمل ۱۰ سال حبس از زندان آزاد شد

به گزارش کمپین نه به آزار وزندان هموطنان بهایی:سعید رضایی از مدیران جامعه بهایی ایران پس از تحمل ۱۰ سال حبس صبح امروز از زندان آزاد شدند
سعید رضایی، ۶۲ ساله، مهندس کشاورزی است که بیش از ۲٠ سال با موفقیت مدیریت یک شرکت ماشین آلات کشاورزی را در استان فارس به عهده داشته است. دانش او در حوزۀ مطالعات بهائی گسترده و شناخته شده است و مؤلف چندين کتاب است
آقای رضائی متولد آبادان است، در شیراز بزرگ شده و از دانشگاه پهلوی فارغ التحصيل شده است. در اوائل دهۀ ۱۳۶۰ (۱۹۸۰ ميلادی)، هنگامی که آزار بهائیان شدت گرفت، آقای رضائی به شمال ایران نقل مکان کرد و برای مدتی در آنجا به عنوان مدیر کشاورزی مشغول به کار شد. به دليل مشکلات شهروندان بهائی برای امرار معاش که از حق اشتغال در بخش دولتی و خصوصی محروم شده بوند آقای رضائی به ناچار مدتی هم به کرمان رفت و به شغل نجاری و کارهای متفرقۀ دیگری پرداخت. بالاخره در سال ۱۳۶۴ (۱۹۸۵) به اتفاق يکی از دوستان‌اش شرکتی مربوط به ماشين های کشاورزی در استان فارس تأسيس کرد که با موفقيت همراه شد
آقای رضائی و همسرش، شهين روحانيان، سه فرزند دارند. دو دختر آنها که هردو در سنين بيست سالگی هستند جزء گروه پنجاه وچهار نفری بودند که در سال ۱۳۸۵ در شيراز به خاطر مشارکت در طرحی برای کمک به کودکان محروم دستگير شدند. پسر آنها در زمان انتشار اين مطلب ۱۴ ساله است
پيش از دستگيری اخير آقای رضائی در سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶ ميلادی) نيز بازداشت شد که در طی آن به مدت چهل روز در سلول انفرادی زندانی بود

Wednesday, 31 January 2018

دعای خواب


دعای خواب ،،،
از جمله ادعیه بامدادی، دعایی است نازله از قلم جمال مبارک که با این عبارت شروع می‌شود: "الهی الهی کیف أختار النّوم و عیون مشتاقیک ساهرة فی فراقک و کیف استریحُ علی الفِراش و افئدة عاشقیک مضطربة من هجرک" (ادعیه محبوب، ص85 - مضمون: ای خدای من، خدای من؛ چگونه خواب را اختیار کنم در حالی که چشمان مشتاقانت شبانگاهان بیدار مانده در فراق تو و چگونه در بستر آرامش یابم در حالی که دلهای عاشقانت از دوری تو در تشویش است."



آمده ام تا تو به دادم رسی
********************
بی کسم ای کس که چو من بی کسی
بی کس و کاری که زدل واپسی
بس که به دادم نرسیده کسی
یا بهاء آمده ام تا تو به دادم رسی
دولت ایران جاسوس خسم خوانده اند
از در این خانه پسم رانده اند
هرچه به درگاه تو آیم خسی
آمده ام تا تو به دادم رسی
آمده ام تا تو نگاهم کنی
تا تو کم از بار گناهم کنی
گشته ام آواره وپریشان بسی
آمده ام تا تو به دادم رسی

Monday, 8 January 2018

لوحیست از حضرت عبدالبهاء بنام : سرمست از جام اوّل صهبای محبّت‌الله


هوالابهی

ای اسیران مظلومان علمای آن سامان دست تطاول گشودند و از فرعون ذی‌الاوتاد و قوم نمرود و ثمود و عاد گوی سبقت ربودند. چشم انصاف بستند و به تیر اعتساف دل مظلومان خَستند؛ آتش به خرمن ستمدیدگان زدند و هر جور و اذیت و عقوبتی را روا داشتند که شاید نار موقدۀ الهیّه خاموش گردد و دریای فیض حضرت یزدان از جوش و خروش بیفتد؛ سحاب عنایت از رشحات منقطع گردد و شهاب هدایت از اشراق به آن صفحات ممنوع گردد؛ نسیم موهبت از مهبّ عنایت باز مانَد و شمیم گل عاطفت از گلزار احدیّت مقطوع شود؛ انوار کوکب بازغ پنهان گردد و اسرار مطلع مواهب فراموش شود.
هیهات، هیهات دیگر نمی‌دانند که قلزم کبریا موجش شدید شود و نفوذ امرالله سطوتش جدید؛ کوکبش ساطع گردد و شهابش ثاقب؛ لمعه‌اش شعله گردد و اخترش آفتاب گردد و قطره‌اش سیل و فیض سحاب؛ دانه‌اش خرمن شود و دُردانه‌اش شاهد هر انجمن؛ صیتش جهانگیر گردد و آوازه‌اش به فلک اثیر رسد.
و امّا این بندگان و آوارگان از جام اوّل از صهبای محبّت‌الله چنان سرمست شدیم که مدهوش جام الست گشتیم و قدح به دست در میدان فدا پاکوبان و رقص کنان بشتافتیم. بلا را به دعا خواستیم و تیر جفا را سینه هدف نمودیم و تیغ ستم را به جان و دل آرزو کردیم. این تن خانۀ محَن است و این نفس قفس هر مرغ خوش‌سخن. جسم خاک گردد و جسد هدف تیر سهمناک شود. پس اگر درسبیل الهی در میدان فدا قربان گردد، موهبتی دیگر اعظم از این نه و نعمتی اکبر از این نیست.
اموال دنیا البتّه متفرّق شود و جمعش متشتّت؛ اندوخته‌اش پریشان شود و افروخته‌اش پژمرده و بی‌نشان؛ گنج روانش به هدر رود و کنز بادآوردش نیز به باد رود. پس اگر در سبیل الهی تالان و تاراج شود، بهتر از آن است که خراج سلطنت حوادث گردد. امّا خانمان و بیوت عالیه و قصور منیعه؛ هر معموری مطمور گردد و هر بنیان متینی از بنیاد بر افتد. پس این بیوت، که اوهن از بیت عنکبوت است، اگر در محبّت سلطان ملکوت خراب شود و از بُن و بنگاه بر افتد، البته بهتر است. چه که اگر این بیت گلین خراب شود، به مقابل قصر مشید در فضای جان‌فزای عِلّیّین تأسیس شود و اگر لانه و کاشانه در گلخن فانی ویران شود، آشیانۀ بی مثل و نشانه در گلشن باقی ترتیب گردد.
این است که احبّای الهی جمیع شئوناتشان و عزّت قدیمه‌شان و خدمات جدیده‌شان و
بلایای شدیده‌شان
، چون نقشِ حک بر الواح زمرّدین، در صفحات ملکوت ابهی نقش بندد، پس به جمیع عوالم اشراق نماید. آن شعاع ساطع بر زبان امکان زند مدح و ستایش شود و چون بر قلب اکوان زند یاد و تخطّر اطوار و اعمال و مناقب شود و چون بر صفحات آفاق زند "و اجعل لی لسان صدق فی الآخرین" گردد و چون بر کرۀ خاک زند بقاع مقدّسه و مراقد مطهّره شود. ع ع

((‌ ایران بهشت دل و جان ))

هوالله
ای مبتلای صد هزار مشکلات، خداوند ترا از طهران آواره به وينه نمود که تلخی غربت بچشی و سمّيّت بلايای وارده باين عبد بمزی تا قدر عافيت طهران بدانی و راحت شمران به خاطر آری و ايران را بهشت دل و جان شمری . غربت از جهتی و کربت از جهتی و جيب تهی از جهتی و طلبکار از هر جهتی و محاوله مأمورين ماليّه پادشاهی از جهتی و نرسيدن مواجب از جهتی و جواب ندادن سر آمدن طهران از جهتی.
باری، عيب ندارد با من شريکی و سهيمی و قرينی عنقريب عسر به يسر تبديل گردد و سختی به آسانی. غم مخور من غمخوار تو هستم. رفيق منی و انيس من. فی‌الحقيقه هميشه با تواَم و پيش تو. چه که آنی ترا فراموش ننموده و نخواهم نمود. ولی خواهی گفت چرا به دادم نمی‌رسی و فکری از برايم نمی‌کنی؟ جوابت اين است بايد اين صدمات را بچشی و اين تلخی‌ها را بمزی تا چون به سر کار آیی و زمام امور در دست گيری بدانی که بيچارگان را چون جيره و مواجب تأخير افتد چقدر در زحمت و مشقّت افتند و به چه بلائی گرفتار شوند؛ آن وقت رحم نمائی و دردشان را به‌زودی علاج نمائی و کار را نظمی دهی و البهاءعليک. ع ع (منتخباتی از مکاتیب، ج3، ص224)

Wednesday, 20 December 2017

پیمان قیامی با قرار وثیقه آزاد شد,اما صبح امروز سه نفر از جمله خانم نغمه شادابی در کرمانشاه بازداشت شدند


طی چند روز اخیر چندین شهروند بهایی دیگر احضار و دچار مشکل شده اند
متاسفانه بیش از نیمی از اخبار مخابره نمی شود و امیدوارم روزی دوباره نظم و اطلاع رسانی دقیق بازگردد

Thursday, 7 December 2017

مقالۀ جالب محمد ارسی پژوهشگر ملی-مذهبی به مناسبت دویستمین سالگرد تولد بهاءالله

دویستمین سال ولادت بانی آئين بهايی، فرصت بس مناسبی ست تا ضمن بیان تبریک و تهنيت به بهائيان ایران و جهان، به نکاتی در رابطه با ضرورت مطالعهٔ همه‌جانبهٔ این آئین، و نقش شایان ذکری که بابیان و بهائیان در رهائی و آزادی فکری ایرانیان، در نوسازی و مدرنیزاسیون ایران و نشر و ترويج ایدهٔ تجدد داشتند، اشارتی هرچند کوتاه بشود، زیرا
این دین و آئین، که در ادامهٔ جنبش بزرگ و اثرگذار بابْ بوجود آمد، بخشی از تاریخ خود این ملت و میهن است، که طی این صدوهفتاد سال اخیر در تغییر و تحولات دینی و مدنی مردم ایران، به‌ويژه در پیشرفت و ترقی ایران، نقشی شایسته تمجید و تعریف ایفاء کرده ست، یعنی بخواهیم نخواهیم، بخشی از تاریخ زندهٔ این مرزوبوم است که بدون بررسی صادقانه و نقد بی‌غرضانهٔ آن، شناخت دقیق دو قرن گذشتهٔ ایران ناممکن خواهدبود. به‌ویژه اینکه بازیافت آن قدرت و شوکت از دست رفتهٔ ایران، نجات ملت و دولت آن، و ترقی و تعالی تودهٔ ستمدیده و عقب ماندهٔ آن... در نهایت درجه مورد توجّه هر یک از رهبران برجستهٔ بهايی بوده. در واقع در سفر و حضر، در حبس و تبعید، در خاور و باختر هر جا بودند، نام ایران ورد زبانشان بوده و تا توانستند در تمجید و تعریف از مقام و منزلت ایران در تاریخ جهان کوشیده، و آیندهٔ درخشان و باشکوهی را برای ملت آن پیش بینی کرده‌اند
این گفته‌های حضرت عبدالبها مويّد ادعای ماست، می‌فرمایند
    «حضرت بهاالله و حضرت باب هر دو ایرانی بودند و بیست هزار ایرانی در این سبیل جانفشانی نمودند و من نیز ایرانی هستم حتی با وجود اینکه شصت سال است از ایران خارج شده‌ام هنوز راضی به آن نگشته‌ام که عادات جزئیهٔ ایرانی ترک شود. بهائیان ایران را می‌پرستند، نه همین حرف می‌زنند، شما نظر به عمل کنید... امیدواریم که از برای ایران اسبابی فراهم آید که سبب راحت و اطمینان عموم گردد عدل و انصاف بمیان آید جور و اعتساف نماند ما را در امور سیاسی مدخلی نه، خیر عموم خواهیم و ترقی جمهور و بعالم آداب و اخلاق ایران خدمت می‌کنیم، شب و روز می‌کوشیم که خدا یک روح جدیدی در جسم ایران بدمد تا یک قوه‌ئی خارق العاده در بنیهٔ ایران و ایرانیان جلوه نماید ... مستقبل ایران در نهایت شکوه و بزرگواری ست ... یقین بدانید که چنان ترقی نماید که انظار جمیع اعاظم و دانایان عالم حیران ماند...»
آری با این دلسوزی و نگاه به حال و گذشتهٔ ایران بوده که بهائیان در دفاع ازایران، در مدرن‌سازی و ترقی آن، نقشی کم‌نظیر ایفاء کرده و در دفاع از آزادیهای عمومی و مدنی، به‌ویژه در حمایت از آزادی زنان، در برقراری روابط مدرن خانوادگی، در امر تعلیم و تربیت عمومی، و ترک اخلاق و عادات و روابط سنتی ارتجاعی، صادقانه کوشیده و طی این صدوپنجاه سال اخیر در توسعهٔ اقتصادی و مادی، و فنی و فرهنگی کشور ما، بسیار موفق عمل کرده‌اند
بهائیت، تلاشی معنوی، در پاسخ به مسائل عصر مدرن
باری با اینکه بهائیت یک دین جهانی بوده و از آغاز تاسیس‌اش ادعای رهبری معنوی عالم انسانی را داشته است، ولی این هم واقعیت است که در بطن و متن جامعهٔ ایران سدهٔ نوزده میلادی شکل گرفته، یعنی تحت تاثیر تمامی تحولات دینی و فرهنگی و سیاسی مهمی بوده که در ایران آن روز در رویارويی با مدنیت غربی به وجود آمده بوده
توضیح اینکه ایران فقیر، عقب‌مانده و نیمه مستعمره‌ی نیمهٔ سدهٔ نوزده، خود را اسیر دست انگلیس و روسیه می‌دید و دل ایرانی از هر گونه اعتماد دینی و ملی یا حس همبستگی سیاسی و جمعی تهی شده بود. زیرا شکست تحقیرآمیز از روسیه تزاری که به قرداد ترکمانچای - در ۱۸۲۸ میلادی- منجر گشت، یک شکست شاهانه یا نظامی خالی نبود. آیات عظام شیعه هم که فتوای آن جنگ و جهاد را صادر کرده وبعد واداده بودند، بار آن «شکست و خواری» را به دوش می‌کشیدند و بسیاری‌شان، چندین دهه تا ماجرای تنباکو و بعد مشروطه، در لاک خود رفته، در امور سیاسی و عمومی دخالت چندانی نمی‌نمودند
منظور اینکه حکومت قاجار و مراجع شیعه به سبب شکست‌هایی که از روس و انگلیس خورده بودند دیگر آن اعتبار سابق را پیش مردم ایران نداشتند، از طرفی فقر و مرض و خانخانی و ناامنی و فساد حکومتی ... جان مردم را به لب آورده بود یعنی هر کی در اندیشه‌ی نجات خود بود تا گلیم خویش را از آب بیرون بکشد
در معنا در آن فضای فساد و فقر و استعمار و استبداددگی بود که آئین بهايی بوجود آمد، و در آن جوّ ناامیدی عمومی بود که: با تاکید بر ایرانیت و معنویت و مدرنیّت، تلاش کرد تا در دل ایرانی بذر امید بکارد، و با نگاهی ناقدانه و معنوی، اروپا و آمریکا را از افراط در مادیگری ویرانگر برحذر دارد. در واقع ایرانی، با آئین بهايی، مدرن و جهانی اندیشید اما بومی و منطقه‌ای عمل کرد از آن‌رو بود که در ایران و سراسر جهان با آن سرعت زیاد ترویج یافت، و در اندک زمانی در قامت دینی جهانی، چهره نمود و کسب اعتبار کرد

پایان سخن اینکه
جشن بزرگداشت دویستمین سال تولد بنیانگذار دین بهايی یعنی بهاالله، که در سطح جهانی برگزار گردید، و آنگونه در جهان از آن استقبال شد، نشان از ارزش بین‌المللی دینی دارد که در وطن و سرزمین بنیانگذارش غریب و بیگانه است، و سختْ تحت ستم و سرکوب. گستره‌ی این تبعیض و ستمگریها تا حدی است که مقاومت خود بهائیان در برابر سرکوبگری‌های نظام فقاهتی، راهی به آزادی نمی‌برد، یعنی همدردی ملی می‌خواهد و مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز سراسری؛ ازینروست که بارها گفتیم و باز می‌گوئیم که
رفع تبعیض علیه بهائیان، برابر حقوقی آنها با دیگر ایرانیان، و آزادی همه‌جانبه آنها، با تمامی امور حیاتی و اهداف ملی ما پیوند خورده؛ یعنی آزادی دینی بهائیان، بخش بسیار مهمی است از موضوع تاسیس آزادی و دمکراسی، و ایجاد جامعه‌ای متحد و پلورالیستیک در ایران؛ حتی برقراری روابط گستردهٔ دوستانه و سازنده با اروپا و آمریکا، و در نهایت، عادی‌سازی رابطهٔ ایران با اسرائیل هم با نحوه‌ی رفتار دولت و اکثریت ملت ایران با بهائیان در ارتباط است؛ در این باب، بازهم خواهیم نوشت
محمد ارسی / تگزاس