Wednesday, 7 October 2015

عدم ثبت نام رامتین همت در مدرسه به دلیل بهایی بودن

به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز،رامتین همت یکی از شهروندان بهایی ساکن تهران از ادامه تحصیل در مدرسه محروم شد

بنابراطلاع منابع آگاه از این خانواده بهایی، رامتین همت که در مقطع سال اول دبیرستان می بایست مشغول به تحصیل می شد پس از حضور خانواده ایشان در اتاق ثبت نام دانش آموزان در دبیرستان پسرانه ، مسئولان مدرسه از ثبت نام این دانش آموز بهایی امتناع کردند

روز گذشته نیز پارسا همت دیگر شهروند بهایی ساکن اصفهان به دلیل امتناع از خواندن نماز جماعت در نمازخانه مدرسه از ادامه تحصیل در مدرسه محروم شده بود

پس از انقلاب اسلامی در ایران شهروندان بهایی از سوی مسئولین جمهوری اسلامی و مقطعی از سوی مسلمانان تندرو مورد فشار قرار گرفتند. این فشارها بارها موجب اخراج شهروندان بهایی حتی در مقاطع تحصیلی پیش از دانشگاه نیز گردید و در سالهای گذشته بارها شاهد اخراج شهروندان بهایی از مدارس بوده ایم

در روزهای گذشته خبرگزاری بهایی نیوز اخبار پیرامون محرومیت از تحصیل شهروندان بهایی در دانشگاه های کشور را منتشر کرده است

Tuesday, 6 October 2015


دیانت بهائی، یک دیانت جهانی است و هدفش اتحاد جمیع نژادها و ملیتها در یک آرمان بین المللی و دیانت واحد می باشد. تجدید و تکامل ادیان از اصول این آئین است زیرا در هر زمان مقتضیات جامعه بشری تغییر می پذیرد و در هر عصری دینی جدید موافق با مقتضیات و نیازمندهای جهانیان ظاهر می گردد. بـهائیان پیروان حضرت بـهاءالله هستند و معتقدند که ایشان، جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون حضرت ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و بالاخره حضرت محمد است و رسالتش برای ایجاد تمدنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. محور تعالیم دیانت بـهائی وحدت عالم انسانی است یعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به یگانگی رسند و همه در ظلّ یک جامعه جهانی درآیند. حضرت بـهاءالله فرموده است که خداوند بیمانند نیروهائی را در جهان بکار گماشته است تا آنچه را که بر حسب سنّتهای پیشین سبب جدائی و اختلاف میان اقوام و طبقات و ادیان و ملل عالم گشته است از میان بردارد و مهمترین کاری که امروز بشر باید به آن پردازد وحدت عالم انسانی و تلاش و کوشش در راه اتّحاد و اتّفاق اهل عالم است. یکی از اهداف و مقاصد دین بـهائی بذل همت و مساعدت در این مسیر است. از این روی امر بـهائی جامعه‌ی جهانی مرکّبی بیش از 7 میلیون نفر از اکثر ملل و نژادها و فرهنگهای جهان بوجود آورده و تعالیم حضرت بـهاءالله را در آن جامعه تجسم بخشیده است. آزمایشی که بهائیان در این راه گذرانده اند سبب تشویق کسانی است که از همین راه می پویند و نوع انسان را اعضاء یک خاندان و کره زمین را یک وطن می دانند.

حکم زیر حکم اخراج یک شهروند بهایی است

برای ثبت در تاریخ
حکم زیر حکم اخراج یک شهروند بهایی در سال های اولیه انقلاب اسلامی درایران است که یک شهروند ایرانی به دلایل اعتقادی از محل کارخود اخراج می شود .
در سالهای اولیه انقلاب اسلامی در ایران بسیاری از شهرروندان بهایی با آزارهای حکومتی از قبیل اعدام ,زندان,محرومیت از تحصیل,ضبط اموال مواجه شدند این روند بعد از سالها هنوز ادامه دارد.


به فرمودۀ حضرت بهاءالله، «اناث و ذکور عندالله واحد بوده و هست».

زن ومرد به صورت ومثال خداوند خلق شده اند!
" بدان اي كنيز الهي ، از نظر حضرت بهاءالله ، زنان با مردان مساويند. خداوند جميع بشر را به صورت ومثال خود آفريده است. يعني زن ومرد به نحو يكسان ، اسماء وصفات الهي را متجلي مي سازند. از لحاظ روحاني هيچ فرقي ندارند. هركسي به خداوند مقربتر است مقبولتر است، خواه زن باشد يا مرد. بسياري از كنيزان الهي مجذوب ومفتون امر مبارك بودند، زندگي خودرا وقف امر كردند ودر سايه الطاف امر حضرت بهاءالله بر مردان پيشي گرفتند واز مشاهير آفاق شدند. مع هذا طبق نص صريح احكام الهي ، عضويت بيت العدل اعظم الهي منحصر به مردان است. حكمت الهي اين حكم بزودي چون آفتاب بر همگان واضح ولائح مي شود".
حضرت عبدالبهاء بيان ( ٢.٧٢)

Friday, 2 October 2015

صلح در برابر جنگ


تعالیم دیانت بهائی


اخراج کودک ۱۰ساله از دبــستان به دلیل بهایی بودن

به گزارش کمپین نه به آزار و زندان هموطنان بهایی:کودک ۱۰ ساله ساکن کرج, به دلیل بهایی بودن از دبستان محل تحصیل خود اخراج شد
محمد نوری زاد یکی از  فعالان حقوق بشر ساکن ایران در این باره نوشته است:همین شنبه ی گذشته بود که دوستی به من ایمیل زد: پسربچه ی ده ساله ای را در کرج می خواهند از مدرسه اخراج کنند به بهانه ی بهایی بودنش. به دوستم گفتم: بچه ی ده ساله که نمی تواند بهایی یا مسلمان یا مسیحی باشد. مدیر مدرسه اما این پسربچه را بهایی دیده بود و گفته بود: مدرسه یا جای من است یا جای این بچه. فردای آن روز – یکشنبه عصر – با پدر این پسربچه قرار گذاشتم جلوی مدرسه. با هم رفتیم داخل
مدیر مدرسه بانویی شصت و ریز نقش و عبوس بود. در راهروی مدرسه تا پدر گفت: شما فرموده بودید بیایم پرونده ی بچه را بگیرم، گفت: بله، این مدرسه یا جای من است یا جای این بچه. گفتم: سرکار خانم، این بچه آیا عیب و نقصی دارد که می خواهید اخراجش کنید؟ گفت: هیچ عیب و نقصی ندارد جز این که اعتقادات من او را نمی پذیرد. یکی دو جمله بیش نگفته بود که دانستم این بانو از آن پوک مغزهای اساطیریِ برآمده از عهد عتیق است و کل ظرفیتِ ذهنش را از تولیدات گندآلودِ انجمن حجتیه انباشته است و جز مبارزه ای فراگیر با بهاییان هیچ انگیزه ای برای زندگی کردن ندارد گویا
گفتم: پس عیب و نقصی اگر هست از اعتقادات شماست. و گفتم: شما چه فرقی با داعش دارید؟ و گفتم: شما اگر ذره ای شعور داشتید این بچه را می پذیرفتید و با رفتار خوبتان، با ادب تان، با خردمندی و مدارای تان، او را بخود متمایل می کردید. نه این که از همین سن کودکی او را به اسلام و تشیع و حجابی که سرمایه اش کرده اید متنفر سازید. و گفتم: من اگر نتوانم درِ این مدرسه را بخاطر همین رفتار شما گِل بگیرم، حتماً کاری می کنم که هر اتومبیلی که از اینجا رد می شود به بی خردیِ جاری در این مدرسه آب دهان بیندازد. در بیرون مدرسه به پدر گفتم: شما هرگز پرونده را پس نگیرید. پسر شما، دانش آموز این مدرسه است. و گفتم: هر روز صبح او را به مدرسه بیاورید و بروید. بگذارید او را به کلاس راه ندهند. ما یک جا باید این نابخردیِ غلظت گرفته را جارو کنیم